به گزارش عروة الوثقی به نقل از خبرگزاری دانشجو

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ مژگان صلایی*؛الگوی رفتاری –اداری درجامعه اسلامی بر اساس اصل امام-امت تعریف شده است. امام فردی است  صاحب عصمت، انتسابی واکتسابی وبه طور کلی معصوم ازخطا که رفتار و گفتارش برگرفته از احکام آسمانی، فرامین الهی وقرآن کریم است ویا فقیه عادلی است که به قولی هوای نفس را از میان برداشته وصاحب نوعی عصمت اکتسابی شده وپا جای پای معصومین بری از خطا می‌گذارد وطبق الگوی رفتاری آن‌ها که پیروی از معارف الهی است رفتار می‌کند. همچنین امت هم همه  مردم وکلیه اقشار جامعه را شامل می‌شود. رمز موفقیت پیروزی و سربلندی وسعادتمندی امت و در یک کلام کمال امت در فرمانبری و پیروی از امام است. هرگاه در طول تاریخ پر فراز و نشیب اسلام، امت دچار خطای راهبردی شد ورمز پیروزی خود را به فراموشی سپرد مورد لعن هم عصران وآیندگان قرار گرفت.

در میان مردم نخبگانی وجود دارند که در تصمیم گیری‌ها به رهبر مشورت داده و به اصطلاح امروز افکار عمومی را جهت می‌دهند، نقش خواص و نخبگان، در دگرگونى هاى جامعه، نقشى بنیادین وغیر قابل انکاراست. در طول تاریخ تا به امروز، نخبگان، مؤثّرترین نقش را در تحوّلات فرهنگى، سیاسى و اجتماعى داشته اند و همچنان نیز دارند؛   بدین سان در برخی مقاطع تاریخی، دنیاطلبى وشکمبارگی، حب جاه ومقام نخبگان وخواص عواملی بوده که باعث خیانت ایشان  شده وانحرافاتی را به وجود آورده و صدمات جبران ناپذیری را برای جامعه داشته است.

اگرواقعه کربلا را از منظر‌های متفاوت مورد بررسی قرار  دهیم تاثیر جریانی خاص از خواص و اشتباه آشکار نخبگان جامعه و جریان نفوذی در ایشان راکه منجربه وجود آمدن این واقعه شد را موشکافی کنیم به نتایج جالب و قابل توجهی می‌رسیم. انحرافاتی که بعد از رحلت جانسوز پیامبر (صلوات الله علیه) توسط همین خواص نزدیک به پیامبر در جامعه اسلامی رخ داد زمینه ساز به وجود آمدن عاشورا شد، انحرافی که از زمان  حیات پیامبر  در این خواص و نخبگان بودکه خود را منافقانه در صفوف حق جای داده بودند، ولی جرات بروز و ظهور نداشتند، چون جایگاهشان را از دست می‌دادند. لذا دمل انحراف و حب قدرت از زمانی سر باز کردکه پیامبر در بستر بیماری بود، ایشان قلم وقرطاس (کاغذ) خواست بیاورند تا مکتوب کندآنچه راکه امت را دچار اشتباه وانحراف  می‌کند، اما به بهانه هذیان ودراصل ترس از دست دادن مقام حتی از دادن قلم وکاغذ به رحمه للعالمین دریغ کردند و در مراحل بعد دست به جعل حدیث زدند تا به دنیایی که می‌خواهند برسند دنیایی به ظاهر با احکام اسلامی، ولی در باطن جاهلی در واقع می‌خواستند جامعه اسلامی را به دوره جاهلی بازگردانندگویی نزدیکی به پیامبراثری بروجود ایشان نداشت.

کمی جلوتر می‌رویم. در دوره حکومت علی ابن ابی طالب  (ع) عدالتی که مثل باران بر همه می‌بارید بر مزاج برخی خواص ونخبگان خوش نمی‌آمد. به همین دلیل از فرمان، ولی سرباز زدند و جامعه را دچار خطا وانحراف کردند و اشتباهات جبران ناپذیری را مرتکب شدند؛ که نمونه‌های آن در دوره کوتاه حکومت علی ابن ابی طالب (علیه السلام) فراوان است  به عنوان مثال در جنگ صفین، زمانی که امیرالمومنین مشغول تجهیز سپاه برای جنگ بود، با حیله عمروعاص و معاویه این شایعه را دربین سپاهیان حضرت امیر (علیه السلام) پراکنده کردند که قیس ابن سعد ابن عباده (استاندارمصر) به معاویه پیوسته، نخبگان جامعه اسلامی به حضرت علی (علیه السلام) گفتند ما درحالی برای جنگ می‌رویم که مصر از دست رفته و قیس به معاویه پیوسته است. امیر المومنین به ایشان اطمینان خاطر دادکه قیس از یاران وفادار ایشان است وهرگز خیانت نخواهد کرد، اما نخبگانی که در جنگ نرم معاویه شکست خورده بودندونفوذ در ایشان رخنه کرده بود در گرداب مکرمعاویه فرورفته وفرمایش مولا را نپذیرفتند. در آستانه این جنگ آنقدر برامیرالمومنین فشار آوردندبه طوری که ایشان مجبور شدند برای جلوگیری از سربازدن آن‌ها از جهاد قیس را برکنار ومحمد ابن ابی بکر را به استانداری مصر منصوب کنند. محمد، مومن وایستاده بر اصول ولایت علی (علیه السلام) بود، اما اداره کردن جغرافیای مصر این سرزمین عجایب، کار بسیار سختی بود که محمد ابن ابی بکر با همه توانمندی اش به مانند قیس نمی‌توانست از پس آن بربیاید. از این رو مولامالک اشتر را برای حکمرانی بر مصر فرستادند که در راه با نیرنگ عمر وعاص به شهادت رسید، و به قولی مشهور، شیعه را داغدار تنهایی امیرالمومنین کرد. مدتی بعد هم محمد ابن ابی بکر به شهادت رسیدوداغی دیگر بر قلب مولا گذاشت، سرانجام مصر از محدوده حکومت اسلامی خارج شد وبه قلمرو معاویه پیوست این اقدام ضربه‌ای سخت بر پیکر حکومت اسلامی بود. برخی از این نخبگان وخواص که  این ضربه عظیم را بر پیکره‌ی  جامعه اسلامی وارد کردند عاشورای امام حسین را درک کردند، ولی توفیق یاری امام خود را نیافتند.

جلوتر می‌آییم . از ستمی که خواص ونخبگان وتاثیرپذیرندگان آنان یعنی مردم بر، ولی خود امام حسن (علیه السلام) روا داشتند واز مظلومیت و مدیریت استراتژیک حسن ابن علی (علیه السلام) درآن شرایط خاص وبحرانی جامعه، از ولایت پذیری محض حسین ابن علی می‌گذریم وبه کربلا می‌رسیم.

قیام امام حسین (ع) نتیجه ایجاد انحراف‌های شگرف و گسترده در جامعه اسلامی آن روز بوده است؛ چنانکه ایشان می‌فرمایند »انگیزه نهضت و انقلاب من، هوا و هوس و تمایلات بشری نیست؛ هدف من فساد و ستمگری نیست؛ هدف من اصلاح اوضاع نابسامان امت جدم پیامبر است؛ هدف من امر به معروف و نهی از منکر است. »

اگر بخواهیم جریان نفوذ در خواص و نخبگان را که بستر به وجود آمدن واقعه عاشورا را فراهم کردند، مورد بررسی قرار دهیم وبه طور مشخص طبقه بندی کنیم به چند گروه تقسیم می‌شوند .محافظه کارها:عده‌ای به وجود آمدن جنگ را قابل پیشبینی می‌دانستند وبه اصطلاح امروز نمی‌خواستند این خطر را به جان بخرند انحراف را می‌دیدند، ولی برای زنده ماندن چشم بر روی آن می‌بستندو زندگی با ذلت رابر مرگ با عزت ترجیح دادند. ترسو ها: برخی از خواص از ترس ازدست دادن پست ومقام دنیایی از ترس نفرات کم وتن‌هایی به یاری امام حسین نشتافتند. آنچه که مهم و قابل توجه است با توجه به بافت قبیلگی از پیوستن بسیاری از افرادنیزبه سپاه امام  جلوگیری به عمل آوردند. اینان خواصی بودند که به حقانیت امام حسین ایمان داشتند. درکوفه خواص منحرفی که در زمینه‏سازی و پیدایش حادثه عاشورا و راه اندازی عملیات روانی وموج تبلیغاتی منفی بر علیه امام تأثیر بسزایی داشته‏اند. عوامل انحراف این‏گونه خواص ـ. چنان که در طبقه بندی‌ها بیان شد ـ. اموری از قبیل: راحت‏طلبی، دنیاپرستی، دور شدن از معنویت، تعصبات قبیله‏ای و جعل حدیث بوده است. رهبر معظّم انقلاب درباره یکی از این خواص و نقش مؤثر او در ایجاد زمینه برای کشتن فرزند رسول خدا (ص) فرمودند: «شریح قاضی که جزو بنی‏امیه نبود، کسی بودکه می‏فهمید حق با کیست؛ می‏فهمید اوضاع از چه قرار است. وقتی هانی بن عروه را به زندان انداختند و سر و رویش را مجروح کردند، سربازان و افراد قبیله‏اش اطراف قصر عبیدالله بن زیاد را گرفتند. ابن زیاد ترسید، به شریح قاضی گفت: برو به این‌ها بگو هانی زنده است. شریح دید که هانی مجروح است. هانی بن عروه گفت:‌ای مسلمان‏ها این چه وضعی است (خطاب به شریح) پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا سراغ من نیامدند؟ چرا نمی‏آیند مرا از اینجا نجات دهند؟ شریح قاضی گفت: «می‏خواستم بروم و این حرف‏های هانی را به مردم بگویم، اما افسوس که جاسوس عبیدالله آنجا ایستاده بود، جرأت نکردم.» جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی ترجیح دنیا بر دین. شاید اگر شریح همین یک کار را انجام می‏داد تاریخ عوض می‌شد.» ۲ اگر او واقعیت را به مردم می‏گفت، شاید هانی کشته نمی‏شد و مسلم تنها نمی‏ماند و حادثه کربلا به وجود نمی‏‌آمد.

از قدرت تاثیر گذاری خواص ونخبگان و تاثیرپذیری و پیروى کورکورانه عوام از آنان، یک نمونه واضح آن درتاریخ این است که در طول نیم قرن پس از رحلت رسول خدا (ص)، زمینه ساز حادثه کربلا گردیدند و از این رو، عوام در کنار خواص، در «زیارت عاشورا»، مورد نفرین قرار مى گیرند. خواص و نخبگانى که نقش اوّل را در انحراف فرهنگى و سیاسى جامعه صدراسلام، ایفا کرده اند.

«یا أبا عَبدِ اللّهِ! لَقَد عَظُمَتِ المُصیبَةُ بِکَ عَلَینا وَ عَلى جَمیعِ أهلِ السَّماواتِ، فَلَعَنَ اللّهُ اُمَّةً أسَّسَت أساسَ الظُّلمِ وَ الجَورِ عَلَیکُم أهلَ البَیتِ، وَ لَعَنَ اللّهُ اُمَّةً دَفَعَتکُم عَن مَقامِکُم وَ أزالَتکُم عَن مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللّهُ فیها، وَ لَعَنَ اللّهُ اُمَّةً قَتَلَتکُم، وَ لَعَنَ اللّهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم!»اى ابا عبد اللّه! مصیبت تو، بر ما و بر تمامى آسمانیان، بسیار گران است. لعنت خدا بر امّتى که بنیاد ستم و بیداد بر شما اهل بیت را بنا گذاشت! و لعنت خدا بر گروهى که شما را از مقامتان، محروم ساختند و از جایگاهى که خدا برایتان مقرّر کرده بود، دور کردند! و لعنت خدا بر آنانى که زمینه ساز و یاریگرِ جنگ آن‌ها با شما شدند!

مقصود از بنیان گذاران ستم و بیداد بر اهل بیت (ع)، همان خواص و نخبگانى اند که نقش اوّل را در دگرگونى فرهنگى و سیاسى جامعه اسلامىِ نخستین، ایفا کردند. آنان، بیش از کسانى که در فاجعه کربلا نقش مستقیم داشته اند، مقصّرند و از این رو، پیش از آن‌ها مورد نفرین قرار گرفته اند.

بنا بر این، بزرگ‌ترین پیام عاشورا به نخبگانِ جوامع اسلامى، هشدار نسبت به خطر دنیاطلبى و به ملّت مسلمان، هشیارى در برابر انحراف خواص و نخبگان است.

واقعه عاشورا نقطه عطفی در تاریخ اسلام و آزمونی دشوار برای مسلمین بود. شهادت حسین بن علی (علیه السلام) ویاران باوفایش توسط دستگاه حاکم و اسارت خاندان نبوی سقوط و انحطاط جامعه‌ای را نشان می‌داد که فرسنگ‌ها ازآموزه‌های رسول خدا فاصله گرفته بود.

به قول سید شهیدان اهل قلم: نپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آموزده اند ولاغیر… صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.

 

*دبیر فرهنگی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان