انتخابات ریاست جمهوری فرانسه برای مردم این کشور و قاره سبز سرنوشت ساز است. انتخاب بین فرانسه ناراضی و ملی گرا و یک کشور باز با اقتصاد لیبرال در چارچوب اتحادیه اروپا آزمونی است که آینده اروپا را تعیین خواهد کرد.

رای مردم انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا باعث شد دیگر کشورهای این اتحادیه نیز دچار تنش درونی و وسوسه میان ملی گرایی و حمایت از داخل در برابر حضور در جمع ۲۷ کشور اروپایی شوند. شهروندان این کشورها ابراز می کنند دیگر حاضر نیستند به خواسته های این نهاد اروپایی تن بدهند.
اکنون زمزمه های مخالفت با رویکرد، ساختار و خواسته های این نهاد در جای جای این قاره شنیده می شود. سال ۲۰۱۷ سالی سرنوشت ساز برای این قاره است زیرا چند کشور که برخی از آن ها پایه گذار این نهاد بودند درگیر انتخاباتی هستند که از قضا احزاب مخالف همگرایی در آن ها به شدت قدرتمند ظاهر شده اند.
این احزاب پیش از انتخابات با سردادن شعارهای ملی گرایانه توانسته اند اقبال عمومی را به دست آورند و شانس پیروزی خود را بالا ببرند.
از جمله این کشورها فرانسه است که از پایه های دیرین اتحادیه اروپا بوده است. در صورتی که مردم فرانسه خانم «مارین لوپن» را به عنوان رئیس جمهوری این کشور انتخاب کنند به طور قطع شاهد ضربه ای محکم به موجودیت اتحادیه اروپا خواهیم. حامیان این اتحادیه از هم اکنون دچار دلهره و هراس شده اند زیرا خروج فرانسه از این اتحادیه پایه های این نهاد را به لرزه در می آورد.
ضرب المثلی معروف در میان سیاستمداران اروپایی متداول است که می گویند:«هر وقت فرانسه عطسه می کند اروپا دچار ذات الریه می شود» . حال باید دید این انتخابات و نتیجه آن، آیا مرگ اتحادیه اروپا را رقم می زند یا اینکه سیاستمداران درمانگر می توانند راهی برای جلوگیری از این عارضه یا درمان آن بیابند.
تا چند روز آینده دور نخست انتخابات ریاست جمهوری فرانسه انجام می شود. این اتفاق در تاریخ ۲۳ آوریل ۲۰۱۷ (سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ ) صورت می گیرد. اگر هیچ‌ کدام از نامزدها اکثریت آرا را کسب نکند دور دوم انتخابات بین دو نفر اول در ۷ مه ۲۰۱۷ برگزار خواهد شد. «فرانسوا اولاند» رئیس‌جمهور کنونی فرانسه از حزب سوسیالیست به دلیل پایین بودن محبوبیت در این انتخابات شرکت نکرده و به همین دلیل نخستین رئیس جمهوری فرانسه است که برای دوره دوم نامزد نمی ‌شود.
در چند ماهه اخیر «فرانسوا فیون» از جمهوری خواهان و «مارین لو پن» از جبهه ملی در نظرسنجی ‌ها پیشتاز بوده اند. «امانوئل ماکرون» از حزب «آن مارش»(به پیش!) در رده سوم قرار دارد. «بنوا آمون» از حزب سوسیالیست هم از ژانویه تاکنون بر محبوبیت خود افزوده است. پس از فاش شدن سوء استفاده فیون از امکانات دولتی به نفع نزدیکانش، وضعیت وی در میان رای دهندگان نزول کرد و ماکرون جای وی را گرفت.
در یکی دوسال گذشته آشکار شده است که نمی توان بر نتیجه نظرسنجی ها اعتماد داشت. نادرستی پیش بینی آن ها در موضوع خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و فرد پیروز در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا موجب سلب اعتماد عمومی از موسسه های نظرسنجی شده است. به همین دلیل باید منتظر برگزاری انتخابات و مشخص شدن نتیجه بود.
تارنمای نشریه معتبر «پلتیکو» در تحلیلی جامع با عنوان «فرانسه هرطرف برود اروپا هم همان طرف می رود» به ارزیابی اوضاع فرانسه و اتحادیه اروپا پیش از برگزاری انتخابات فرانسه پرداخته است.
در این گزارش می خوانیم: این امربه ندرت اتفاق می افتاد که همچون امسال فرانسه درآینده اروپا تاثیر گذار باشد سالی که قرار است در این کشور انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود. ممکن است در این انتخابات فرانسوی ها به اتحادیه اروپا بگویند خداحافظ یا دوباره به دامن این اتحادیه باز گردند و حتی ممکن است با سرعت بیشتری فرایند همگرایی و ادغام محکم تر را در این نهاد دنبال کنند.
اگر نظرسنجی ها را دقیق و درست فرض کنیم و رای دهندگان ریزبین را ناراضی از طبقه سیاسی بدانیم و آن ها هم رای خود را پای صندوق ها عوض نکنند، رای دهندگان در دور دوم انتخابات در تاریخ ۷ می مارین لوپن ملی گرا و ضد اتحادیه اروپا را بر امانوئل ماکرون طرفدار اتحادیه اروپا ترجیح خواهند داد. هنوز در دور اول انتخابات در ۲۴ آوریل، فرانسیس فیون محافظه کار ِ گلیست و ژان لوک ملنشن ِچپ و همیشه سبز حضور دارند.
لوپن قول داده است فرانسه را از حوزه یورو و منطقه بدون مرز شنگن خارج می کند؛ واحد پول فرانک را دوباره برقرار می سازد و مقررات کنترل مرزها و موانع تجاری را از سر می گیرد. وی همچنین گفته است اگر این نهاد به پیشنهادهای وی برای مذاکرات دوباره در مورد این پیمان توجه نکند، همه پرسی را در مورد خروج از اتحادیه اروپا در عرض ۶ ماه برگزار می کند.
این اغراق نیست اگر بگوییم که پیروزی مارین لو پن ضربه مهلکی را به منطقه یورو و اتحادیه اروپا وارد می کند. گرچه این اتحادیه از ماجرای برگزیت(خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) جان سالم به در برد اما با خروج فرانسه از آن (فرگزیت) صدمات مرگباری به اتحادیه اروپا وارد می شود.
از طرف دیگر انتخابات فدرال در آلمان در ۲۴ سپتامبر هم مشکل جدی دیگری هستند اما تردید در آن کمتر است- رای آلمانی ها وابسته به آن است که ائتلافی به رهبری یک فرد یا یکی از احزاب مهم و جریان ساز حامی اتحادیه اروپا تشکیل و رهبری شود.
اما هم اکنون همه چشم ها به سوی پاریس دوخته شده است. فرانسه از ابتدا همیشه ستون مرکزی و اصلی ساختار اروپایی بوده و همیشه احساسات و خشم در این کشور شکل و سرعت ادغام در اتحادیه اروپا را تعیین کرده است. اما برخلاف فرانسه، بریتانیا بعدها به اتحادیه اروپا ملحق شد و همیشه رابطه نصف ونیمه ای را با آن داشته است.
از شکست جامعه دفاعی اروپا تا پیمان روم؛ از وتوهای دوگل علیه نخستین پیمان عضویت بریتانیا تا بحران صندلی خالی و پیمان لوکزامبورگ؛ از آفرینش نظام پولی اروپا و یورو تا صعود و سقوط قانون اساسی اروپایی؛ همه از پروژه های اروپایی بودند که با رفتار و منش فرانسه شکل گرفتند یا این کشور روند آن را تعیین کرد.
نتیجه انتخابات ۷ می (۱۷ اردیبهشت آینده) و انتخابات مجلس فرانسه در ماه ژوئن، مشخص می سازد که آیا اتحادیه اروپا وارد بحران وجودی می شود یا چشم انداز تازه ای با معامله ای بزرگ میان آلمان و فرانسه باز می شود تا اقتصاد، سیستم پولی و همکاری دفاعی و پولی در اروپا عمیق تر شود.
دیگر فرانسهِ پیشتاز ضرورتا نمی تواند بر اکثریت پارلمانی فعلی حساب و برنامه های خود را اجرایی کند؛ وعده های آن نیز به دلیل نفوذ نهادهای سیاسی و تجاری عملی نخواهند شد.
با این حال پس از رای مردم بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا و انتخاب دونالد ترامپ در ایالات متحده، انتخاب بین انزوا و اینترناسیونالیسم؛ بین فرانسه عصبانی،حمایت گرای بسته و یک کشور باز با اقتصاد لیبرال و خوش بین به محکی تبدیل شده است که می تواند به آینده اروپا برای سال های سال شکل بدهد.
مارین لوپن ماه قبل در خلال یک مناظره تلویزیونی میان نامزدهای اصلی انتخابات گفت: اروپا ما را قفل کرده است، اروپا مانع ما است،برای قلدری می کند و دستور می دهد.
وی افزود آرزوی من این نیست به مقامی تبدیل شوم که عضو صرف اتحادیه اروپا است؛ من نمی خواهم معاون صدراعظم آلمان شوم.
آگاه باشید که طرح لوپن برای یک جهش اقتصادی و پولی برای طبقه متوسطی که برای کسب حداقل ۵۰ درصدی به آرای مثبت آن ها نیاز دارد ناشناخته و ترسناک است؛ وی در مورد خروج از یورو سکوت کرده است و در عوض به دنبال آن است تا تصویری از خود نشان دهد که می گوید «من طرف شما هستم» و سپس به رهبری همچون «ولادیمیر پوتین» تبدیل شود.
شاید شگفت آور این باشد که با توجه به بدبینی که در فرانسه به اتحادیه اروپا وجود دارد، نظرسنجی ها پیش بینی می کنند که پرشورترین طرفدار اتحادیه اروپا یعنی ماکرون ۳۹ ساله، بیشترین شانس را برای شکست دادن رهبر راست افراطی در انتخابات دارد. این امر با وجود حمایت شدید وی از ادغام بیشتر در منطقه یورو و ایجاد اتحادیه دفاعی در همکاری نزدیک با آلمان بوده است.
در یکی از مناظره های ماراتون گونه ای که به تازگی میان ۱۱ نامزد انتخابات برگزار شد وی لوپن را به راه اندازی جنگ اقتصادی متهم کرد.
ماکرون پیش از این مشاور اقتصادی و سپس وزیر اقتصاد فرانسوا اولاند رئیس جمهوری سوسیالیست فرانسه بود. وی تنها نامزدی است که قول داده است از طرحی حمایت می کند که قواعد اروپایی را نادیده می گیرد تا کسر بودجه را به زیر ۳ درصد تولید ناخالص ملی پایین بیاورد.
رهبر جنبش مردمی ان مارشه در معرض خطر سیاسی نیز قرار دارد نه تنها با پذیرفتن سیاست های بلندپروازانه در مورد ادغام در اروپا بلکه با تمجید از تصمیم مرکل برای پذیرفتن یک میلیون مهاجر و پناهجو در تابستان. البته این اقدامی بود که جایگاه و وجهه ای را برای اروپا باعث شد. اگرچه سیاست درهای باز مرکل در فرانسه به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و اولاند هم فرمان اتحادیه اروپا در مورد سهمیه بندی پناهجویان را بی سرو صدا پذیرفت اما هنگامی که مشخص شد که تعداد آوارگان اندک است احساس آرامش کرد.
ماکرون از سوی فدرالیست هایی همچون «سیلوی گولارد» لیبرال حمایت می شود که وی را در سفر به المان همراهی می کردند. همچنین دانیل «کوهن بندیت» رهبر سبزها نیز از وی طرفداری می کند. او دانشگاه هومبولت برلین را برای سخنرانی انتخاب کرد جایی که وزیر امور خارجه آلمان «یوشکا فیشر» در سخنرانی خود در سال ۲۰۰۰ همه را به تشکیل یک اروپای فدرال دعوت کرد و پیشنهاد خود را این چنین مطرح کرد: تنظیم بودجه منطقه یورو با ظرفیت استقراض برای سرمایه گذاری عمومی و کمک به محافظت از کشورهایی که دچار شوک اقتصادی شدند و همچنین ایجاد صندوق دفاعی اروپا برای تامین مالی پژوهش های نظامی و خرید مشترک تسلیحات.
سومین فرد در این مسابقه فیون است که در مناظره یک رویکرد متمرکزتر حمایتی را به اتحادیه اروپا پیشنهاد کرد. وی گفت زمان آن رسیده است تا فرانسه بازگردد و رهبری اتحادیه اروپا را در اختیار بگیرد. فیون تلاش کرد تا نظرات را به سوی رویکردش در مورد اروپای بین دولتی تر با حضور دولت های ملی جلب کند. اما با رسوایی های وی در زمینه استفاده از پول مالیات دهندگان برای استخدام خویشاوندان روبرو شد.
فیون تعهد داد تا از نفوذ و دخالت کمیسیون اروپایی کم کند و اداره امور را به دست رهبران ملی منطقه یورو قرار دهد. ضمن اینکه نظارت مالی را از دست مقام اجرایی اتحادیه اروپا خارج سازد. او طرفدار محور قدرتمند فرانسه آلمان است زیرا اعتقاد دارد بدون روابط قوی میان این دو کشور، اروپایی وجود نخواهد داشت و قاره اروپا در برابر آمریکایی ها، روس ها و چینی ها بی دفاع و باز می ماند.
از زمانی که موضوع رسوایی وی پیش آمد مرکل کمتر در مورد فیون سخن گفت. فیون هم از روز بعد از دیدارش از برلین به انتقاد از سیاست های مهاجرتی مرکل پرداخت. یک منبع آلمانی گفت که صدراعظم تحت تاثیر تصمیم وی در مورد بازگرداندن مرزها و تضعیف اتحادیه های تجاری قرار گرفت اما در مورد مقاومت در بابر اصلاحات در فرانسه آگاه است.
همزمان قهرمان چپ فرانسه، با شانس اندک بقا در دور اول انتخابات روبرو است. وی دیدگاهی آرمانی از اروپای سوسیالیستی دارد. ملنشن چپگرا گفته است که تقاضای گفت وگوی کامل در مورد پیمان اتحادیه اروپا را می دهد تا به ریاضت مالی پایان دهد. همچنین بانک مرکزی اروپا را وادار می سازد تا پول لازم برای سرمایه گذاری را چاپ و بدهی دولت را اعلام کند و سیاست حمایت و تثبیت مشاغل را به اجرا در آورد.
وی در مورد اینکه چگونه می تواند دیگر کشورها به ویژه آلمان را متقاعد سازد تا چنین تغییراتی را بپذیرند اعلام کرد: ما می توانیم تلاش کنیم تا موازنه ای از نیروها ایجاد و در غیر این صورت تهدید کنیم که از اتحادیه خارج می شویم زیرا ما (الکسیس سیپراس نخست وزیر) یونان نیستیم، بلکه ما فرانسه هستیم.
در پایان باید گفت آینده اتحادیه اروپا این بار با صندوق های رای فرانسه تعیین می شود. البته این امر بیشتر از همه منوط به توانایی رئیس جمهوری بعدی فرانسه برای احیای اقتصادی از طریق اصلاحات و ایجاد موازنه بیشتر پاریس-برلین است.

منبع:خبرگزاری ایرنا